در بسته / ژان پل سارتر

 

نام کتاب : در بسته

نویسنده : ژان پل سارتر

مترجم : ناصر غیاثی

در بسته را می‌توان بیانی دراماتیک برای «هستی و نیستی» قلمداد کرد. سه مرده پس از مرگ به جای جهنم در اتاقی گرفتار می‌آیند که از آن هیچ راه خروجی نیست. سارتر با تحریف تصور «جهان پس از مرگ» نزد جهان‌بینی‌های تقدیرگرا موقعیتی عجیب ساخته که در آن مجازات محکومان نه شکنجه‌ی فیزیکی که نفس گرفتار بودن در موقعیت است. سوژه در مقابل پوچی جهان به «تهوع» دچار است. تمام اضطرابی که او در مواجهه با موقعیتی مادی با آن روبه‌روست، در این نمایش به واسطه‌ی تمام شدن موقعیت در مرگ و پایان آزادی او در انتخاب و عمل دو چندان گشته است. جهان پس از مرگ در این نمایش همان جهان زمینی است با مسائل و مشکلات مادی که به شکل موقعیتی اگزیستانسیال برای سوژه به طور مداوم تکرار و تکرار خواهد شد. در واقع این موقعیت خیالی پس از مرگ که سارتر بین سه مرده دو زن و یک مرد- برقرار ساخته همان موقعیتی است که او ذاتی زندگی سوژه می‌داند: هیچ گریزی از آزادی وجود ندارد. ما محکوم به آزادی هستیم.

 

 برداشت من از کتاب :

سه شخصیت که پس از مرگ در اتاقی با درهای بسته گرفتار شدند. استله براثر چرک گلو ، اینه براثر گاز و گارسین با 12 گلوله در بدن مرده بودند. دوزخی که در آن شکنجه گری نبود و هر کداوم از آنها شکنجه گر دو نفر دیگر بودند. درحالی که آنها منتظر شعله های آتش جهنم بودند اما این دوزخ هم صحبتی با دیگران بود که مایه عذاب حقیقی آنها شد. جهنم واقعی کجاست؟ جهنم دیگرانند ! خلوتکده ای که در آن چهره واقعی خود را برای هم عریان کردند و سکوت چه نعمت بزرگی است !

 

جملاتی از کتاب :

  واقعا آن چرندیات را باور می کنید؟ آنهم از دهان آدم هایی که هرگز پای شان به اینجا نرسیده؟ 3

 

چرا باید بترسم؟ می شد پیشترها ترسید ، آن وقت ها که امیدی داشتیم. 8

مردم حتی نمی دانند چه می خواهند. 12

 

 اینه گفت من آینه تو می شوم هیچ آینه ای اینقدر وفادار نیست. 15

 

آخ اگر فقط یک روز می شد برگردی پیش آنها. چه حاشایی! اما من از بازی خارج شده ام؛ نتیجه گیری می کنند، بی آنکه به فکر من باشند ؛ و حق هم دارند ، چون، من که ، خب ، مردها ام. 27

 

 همه چیز را قبول می کنم: سوراخ کردن پا ، گارانبر ، سرب مذاب ، گردنبند آهنی ، همه چیز را ، هر چیزی را ، هرچیزی را که بسوزاند ، هر چیزی را که درد آور باشد ، می خواهم درست و حسابی رنج بکشم. صدتا نیش ، شلاق و سولفات بهتر از این رنج کشیدن انتزاعی ست، از این سایه رنج ، که می ساید، می نوازد ، اما هیچگاه درست و حسابی به درد نمی آورد. 28

سپاس...

 

سفر به شرق / هرمان هسه

 

 

نام کتاب : سفر به شرق

نویسنده : هرمان هسه

مترجم : کیانوش هدایت

 

سفر به شرق عجیب‌ترین و خیال‌انگیزترین رمان هرمان هسه است که از عالم واقع به دنیای خیال می‌رود و ظرایف روح انسان را بیان می‌دارد.هسه در این داستان ادراک تازه‌ای از زندگی به دست می‌دهد و از عالم انسانیت پرتویی از کمال مطلوب عرضه می‌کند؛ که زندگی، مداوم و تولدی از نو است. بنابر گفته خود هسه سفری روحانی است نه سفری ارضی. آنچه برای هسه که تشنه کشف اسرار عالم هستی است، اهمیت دارد، آن است که تا حد امکان خود را در قوای مختلفی که بر بشر نفوذ دارد شرکت دهد. این تحقیق مداوم از انسانیت محض و این اعتلای اندیشه است که هسه را در ردیف نویسندگانی جای میدهد که آثارشان در دسترس فهم عامه مردم نیست، اگرچه مبهم و تاریک شمرده نمیشود.

 

 

برداشت من از کتاب :

هرمان هسه یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان آلمانی زبان قرن بیستم است. سفری ذهنی به دنیای شرق برای فرار از زندگی . راوی داستان عضو انجمنی است که در کنار هم به سفری پر رمز و راز می روند و در میانه آن لئو یکی از یاران انجمن ناپدید می شود و به دنبال آن انجمن از هم گسسته می شود تا اینکه راوی هنگام نوشتن سفرنامه خود به شرق لئو را می بیند و ... کوششی سخت و دشوار برای شناخت درون. هرمان هسه در سال 1946 برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

 

 

جملاتی از کتاب :

 وقتی چیزی عزیز را قدر نمی دانیم و ان را از دست می دهیم و گم می کنیم گرفتار توهمات می شویم و آن را چیزی استثنایی و بر اثر حدس و گمان عزیز و حیاتی تر از داشته های خود می دانیم.59

آدمی در مقاطعی از زندگی به علت بروز برخی مشکلات و سرخوردگی ها بر اثر ناامیدی و خستگی ، دل از بعضی دلبستگی ها می گسلد. آن گونه که در آن حال، موزیگری ویلن خود را با پول عوض می کند و یا با کوبیدن آن بر زمین، خود را از شرش راحت می کند. 95

 همنشینی و مهر با سگان و بعضی حیوانات بسی آسان تر می نماید 101

 

 

سپاس...