نام کتاب : تنگسیر

نویسنده : صادق چوبک

 

قهرمان داستان زارمحمد دلاور و جوانمرد تنگسیری است. او مردی است ساده و پاک و خانواده دوست، ولی برخی از شهرنشینان بندری سرمایه و دارایی وی را به امانت گرفته و خرج کرده‌اند. زارمحمد بر آن می‌شود تا از آنان انتقام سختی بگیرد. پس با زن و دو فرزندش وداع می‌گوید تا برای نگاهبانی از درستکاری و آبرو و مردانگی خود آخرین راه چاره را در پیش گیرد

 

برداشت من از کتاب :

محمد مرد مورداعتماد مردم تنگسیر که ظلم را برنمی تابد و بر آن شورش می کند . شورشی که زندگی او را دگرگون می کند و مردم را به تفکر وا می دارد.

صادق چوبک در این اثر با هنرمندی تمام خواننده  را با محمد همراه می کند و شاید اکثر افرادی که این اثر را بخوانند به محمد افتخار کنند .

داستان دنیای مردانگی...

 

جملاتی از کتاب :

این راهش نیست که شیخ ابوتراب برازجونی با یه من ریش و پشم جای پیفمبر بشینه و مردم را لخت کنه . پیغمبر چرا باس یه همچو جانشینایی برای خودش بذاره ؟ من گول ریش و عمامه ش رو خوردم . گول تسبیح و قرآنش رو خوردم.

ديده بود كه چگونه برادرانش از تفنگ هايشان تعريف می كردند و آخرش تفنگ ها ماندند و آنها رفتند.

 

سپاس ...