جنگ و صلح / لئون تالستوی
نویسنده : لئون تالستوی
مترجم : سروش حبیبی
این کتاب یکی از بزرگترین آثار ادبیات روسی و از مهمترین رمانهای ادبیات جهان به شمار میرود. در این رمان طولانی بیش از ۵۸۰ شخصیت با دقت توصیف شدهاند و یکی از معتبرترین منابع تحقیق و بررسی در تاریخ سیاسی و اجتماعی سده نوزدهم امپراتوری روسیه است و به شرح مقاومت روسها در برابر حملهٔ ارتش فرانسه به رهبری ناپلئون بناپارت میپردازد. منتقدان ادبی آن را یکی از بزرگترین رمانهای جهان میدانند.
سال پیش در چنین روزی لئو تولستوی به دنیا آمد. نویسنده بزرگی که کمتر کسی در دنیا هست که اسم او به گوشش نخورده باشد و حتی اگر اهل مطالعه نباشد حداقل یکی از آثار شاهکار او را در قالب فیلم یا نمایش دیده است. کتاب جنگ وصلح یکی از بهترین و مشهورترین کتابهای اوست که با گذشت ۱۵۰ سال از زمان نوشته شدن آن، هنوز سوژه فیلمها، نمایشها و برنامههای رادیویی است و سالانه هزاران نسخه از آن در دنیا به فروش میرسد.
«جنگ و صلح» رمان نسبتا بلندی است؛ همین باعث میشود خیلیها رغبت نکنند سراغش بروند و یکی از شاهکارهای دنیا را از دست میدهند.
برداشت من از کتاب :
شاید دیگر هرگز اثری چنین بزرگ و گسترده درباره زندگی و تاریخ یک ملت تکرار نشود . تالستوی در این رمان جاودانه اقیانوسی انسانی خلق کرده که در آن خواننده آنچنان با شخصیت های آن ارتباط برقرار می کند که گویی سالهاست زندگی آنها را از نزدیک به نظاره نشسته است.رفت و برگشت های لذت بخش میان زندگی و مرگ.. روایتی بی نظیر از صلح و جنگ و سیر تحول زندگی انسانها..انسانهای عادی و افراد تاثیر گذار در تاریخ یک ملت ..استدلال هایی در باب زندگی، رنج و لذت..از ناپلئون تا الکساندر تزار روسیه..
جملاتی از کتاب :
وقتی روح انسان در عذاب باشد ، چطور ممکن است حالش خوب باشد؟ 32
دوست عزیز از من به تو نصیحت، هرگز زن نگیر، هرگز! زن نگیر تا روزی که به خود بگویی هر کار که توانایی کردنش را داشته ایی کرده ای.
زن نگیر تا روزی که زن برگزیده ات را دیگر دوست نداشته باشی.
تا روزی که بتوانی او را به روشنی ببینی و گرنه مرتکب اشتباه جبران ناپذیری خواهی شد.
هنگامی زن بگیر که پیر شده باشی و دیگر به هیچ کاری نیایی و گرنه هر آنچه خوب و ارجمند در وجودت هست ضایع خواهد شد.
همه چیزت بر سر کارهای بی ارج و بی مقدار تباه خواهد شد. 59
سرچشمه سعادت راستین نه در بیرون بلکه در درون ماست 459
زنها هرقدر کمتر دلربا باشند در احساسات خود پایدارترند 589
هر قدر بیشتر می زیست و بر دیده های خود بیشتر تامل می کرد و پخته تر می شد از کوتاه بینی کسانی که در این دنیا در پی خوشبختی و شادکامی اند و برای دست یافتن به این سعادت ناممکن و موهوم و ناپاک خود را در زحمت می اندازند و برای خود عذاب می خرند و می جنگند و به یکدیگر بدی روا می دارند بیشتر به حیرت می افتاد. همه شان تلاش می کنند، رنج می برند، جان خود و روح جاوید خود را به فساد می کشند تا نعمتی را به دست آوردند که لحظه ای پیش نمی پاید و ما نه فقط این معنی را می دانیم بلکه مسیح به ما گفت که این زندگی آنی بیش نیست و برای آزمودن ماست و با این همه سخت به آن آویخته ایم و گمان می کنیم که سعادت را فقط در آن خواهیم یافت.او با خود می گفت که چطور است که هیچ کس این را نمی فهمد؟ 607
سپاس ...