گروه محکومین / فرانتس کافکا
نام کتاب : گروه محکومین
نویسنده : فرانتس کافکا
ترجمه : صداق هدایت
کافکا در گروه محکومین سرنوشت محتوم بشر را به صورت عجیبی در قالب داستان بیان میکند. سرزمینی که نماد دنیا است. بشر با تمام تلاشهایی که در طول زندگیش میکند؛ عاقبت چاره و گریزی از مرگ ندارد. محکومین این سرزمین، انسانها هستند که عاقبت باید بر بستر مرگ خوابیده و بدون آنکه بدانند جرمشان چیست، تن به مرگ بدهند. محکومین اینجا هیچگاه از نوع مرگ خود خبر ندارند و تنها در آخرین لحظات زندگیشان به جرم خود و بر مرگ خود واقف میشوند. جالب اینکه این انسانِ محکوم به فنا، تا آخرین دقایق زندگیش دست از تلاش و مقاومتش برای ادامه حیات بیهودهاش بازنمیدارد؛ اما سرنوشت او و نوع مرگش در حافظه دستگاه خالکوب نهاده شده و او هیچ چارهای برای گریز از این تقدیر بی چون و چرا ندارد.
برداشت شخصی من از کتاب :
صادق هدایت در پیام کافکا می گوید هرگاه برخی به طرف کافکا دندان قروچه می روند و پیشنهاد سوزاندن آثارش را می کنند ، برای اینست که کافکا دلخوشکنک و دست اویزی برای مردم نیاورده . بلکه بسیاری از فریب ها را از میان برده و راه رسیدن به بهشت دروغی روی زمین را بریده است.
داستان آدمی که محکوم به اعدام شده است بدون اینکه بداند چه کیفری برایش تعیین کرده اند - نمی داند که محکومش کرده اند و چه سرنوشتی در انتظار اوست - و حتی امکان دفاع برای او وجود ندارد - پاسخ افسر به مرد سیاح که می گوید چه فایده دارد که از کیفرش او را آگاه کنند، وقتی متن حکم به روی بدنش کوبیده شود کیفر خودش را می داند! و دستگاه اعدامی که با گذاشتن کاغذ حکم در بالای دستگاه متن حکم را با چرخ های دندانه دار بر بدن محکوم خالکوبی می کنند .
فضای تلخ و دلهره آور داستان که دنیای ما را تداعی می کند که انسان در آن هر لحظه در چنگال مرگ قرار دارد بدون اینکه بداند کی و کجا حکمش اجرا خواهد شد.
جملاتی از کتاب :
من نمی خواستم باعث افسردگی شما شوم. خودم می دانم که امروز فهماندن روزگار سابق غیر ممکن است.
سیاح ابروها را درهم کشیده به دارخیش نگاه می کرد.آنچه درباره روش دادگستری به او گفته شده بود وی را راضی نمی کرد.و او ناگزیربود پیوسته به خاطر آورد که آنجا سرزمین محکومین است ،جایی که اقدامات استثنائی در آن ضروریست و روح نظامی باید بر کوچکترین چیزی حاکم باشد.
سپاس ...