نام کتاب :آئورا

نویسنده :کارل فوئنتس

مترجم : عبدالله کوثری

 


آئورا  رمانی  از کارلوس فوئنتس رمان‌نویس مکزیکی است. این رمان در ۱۹۶۲ در مکزیک منتشر شد.این داستان از زاویه دید دوم شخص مفرد (تو)روایت می‌شود. این اثر یکی از آثار موفق ادبیات آمریکای لاتین و از شاخص‌ترین آثار رئالیسم جادویی است که در عین حال دارای مشخصه‌های سوررئالیستی نیز هست.


فلیپه مونترو،تاریخ دان جوان و جویای کار در کمال نا امیدی به یک آگهی استخدام بر می خورد که با تحصیلات و نوع علائق او همخوانی کامل دارد،اوبلافاصله خود را به آدرس ذکر شده در آگهی می رساند و ماجرای حیرت انگیز رمان از همان لحظه آغاز می شود.

کارلوس فوئنتس در رمان«آئورا»دو گونه متفاوت در عالم نویسندگی را به هم پیوند داده است،اودر آغاز رمان خواننده اش را به فضایی دعوت می کند که یادآورفضاهای «باروک»یعنی تجسم بخشیدن به اشیاءو حتی تجسم بخشیدن به عناصری از وهم و خیال و حتی مرگ است اما

رفته رفته رگه هایی مدرن از دل وقایع سر بر می آورند که خواننده وشخصیت فلیپه مونترو را بیشتر درگیر ماجرا می کنند.


نکته جالب توجه در رمان«آئورا»حضور مداوم خواننده در بطن اثر است،یعنی این که نویسنده با ایجاد ترفند هایی ذهن خواننده اش را درست مانند ذهن جوان جویای کاربه اعماق خانه قدیمی و مرموز می کشاند،جایی که از در و دیوارش حس انتظار می بارد و همین انتظار است که رغبت خواندن ایجاد می کند.

برداشت من از کتاب :

رمانی متفاوت از فوئنتس که درونمایه پیچیده ای دارد اما با صمیمیتی که در ارتباط بین نویسنده و خواننده ایجاد کرده است به سختی می شود کتابش را یک نفس نخواند. روایت پیرزنی که پس از 60 سال از مرگ شوهر ژنرالش درصدد  تکمیل خاطرات ناتمام او برمی آید و برای این کار قرعه به نام مونترو تاریخ دان می افتد. حضور آئورا برادرزاده پیرزن باعث اتفاقات حیرت انگیزی می شود.


جملاتی از کتاب :


مرد به شکار می رود و می ستیزد،

زن دسیسه می چیند و خیال می بافد،

او مادر وهم است،

مادر خدایان،

چشمی نهان بین دارد،

پر و بالی که توان پرواز به بی کران تخیل می بخشدش.

خدایان همچون مردانند:

بر سینه زنی

زاده میشوند و می میرند.


حتی شیطان هم روزی فرشته بوده.